مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1014
طب اكبرى ( فارسى )
بيخ كبر و عاقرقرحا و ذراريح و سرگين كبوتر و بلبوس و عسل بلادر ضماد نمايند بر ورك به محل مقصود و بگذارند تا منتقط شود و متقرّح گردد ؛ پس آن را مندمل شدن ندهند تا كه ماده از اين طريق به تدريج برون آيد و خفّت در وجع رو نمايد بهتر باشد . و « صاحب ذخيره » گفته : بسيار باشد كه در اين مرض محاجم بر نهادن به كرات و خون بسيار كشيدن بدان ، ماده را از قعر بندگاه بيرون آرد و از ديگر تدابير و تصديعات مستغنى سازد . آنجا كه هيج دوا سود ندهد و تدابير مذكوره نفع نبخشد و مرض مزمن شود و خوف انخلاع مفصل يعنى برآمدن بندگاه پديد آيد ، داغ بايد داد بر ورك : طريق داغ او آن است كه از آهن آلتى سازند شبيه به قدح و فراخى او نيم شبر بايد و غلظ كنارهء وى همچون غلظ خستهء خرما و داخل اين قدح سه دايرهء ديگر نصب كنند چنانكه سبطرى هريك همچون سطبرى خستهء خرما بود و فصل فىمابين هر چهار دايره مساوى باشد ؛ و زير اين قدح ، دنباله [ يى ] طويل [ را ] پيوست نمايند و عند الحاجت سر اين قدح را به آتش سرخ كنند و به دنباله بردارند و بر حق ورك بگذارند تا چهار داغ مستدير در يك بار صورت بندد . و هنگام داغ ، بيمار را بر جانب صحيح تكيه زده بدارند . « و بعض الأطباء يجعل الكىّ على موضع المفصل و تعمّق تعميقا صالحا ليجفّف الرطوبة المزلقة التى هناك » « 1 » . [ 1329 ] فايده : داغ و ادويهء مقرحه و جاذبه وقتى به كار توان بست كه نخستين استفراغات كرده باشد به فصد و اسهال و حقنه و قى . و كذلك تا ضرورتى قوى نيفتد بدان نپردازند . و بايد دانست كه وجع ورك و عرق النّسا اگر به جانب چپ افتد بدتر است . و آنچه از بلغم پديد آيد و در شهر سرد و زمان سرد و كسان تازه « 2 » فربه را [ علاجش ] مشكلتر باشد . [ 1330 ] قسم چهارم : در عرق النّسا « 3 » آن ، دردى است كه از بندگاه ورك برخيزد از جانب وحشى و به سوى ران نازل شود و باشد كه از جانب انسى فرود آيد و اين نادر است . بالجمله ، درد مذكور ، بسيار باشد كه
--> ( 1 ) . ترجمه : « برخى پزشكان در اين بيمارى ، محل مفصل را به گونهاى عميق داغ مىزنند تا رطوبت لغزاننده را در آنجا بخشكانند » . م . ( 2 ) . در نسخهها چنين ضبط شده بود و مبهم است . م . ( 3 ) . قاموس القانون : Sciatic paia .